پنگوئن من
- شنبه, ۱۱ اسفند ۱۴۰۳، ۱۰:۳۸ ق.ظ
پنگوئنم خیلی بغلیه الانم که هوا سرده داره عشق میکنه
فقط نمیدونم تابستون چیکارش کنم اذیت نشه!
شبا میاد بغلم میگه سفت بغلم کن منم میبرمش زیر پتو
شاید باورتون نشه اما من نسبت به ابراز احساساتم به عروسکها هم مشکل دارم!! ینی دوس ندارم کسی ببینه حتی خودم!!!
اما تراپی میرم واسه چی؟ واسه اصلاح این چیزا
پس ادامه میدم
چشای پنگوئنم گردالوعه بانمک نگام میکنه با اون شالگردن دو رنگ کوچولوش
لعنتی قد و قوارشم بغلیه قشنگ جا میشه تو بغلت
هراز گاهی ماچش میکنم دوباره میبرمش زیر پتو
مواظبم نصف شبا تو خواب از پتو بیرون نیاد غصه بخوره
صبحا تختمو که مرتب میکنم جای خودم رو بالش میذارمش تا شب دوباره بیام پیشش
-خیلی دوست دارم
پ.ن یه کارگاهی هست به اسم کارگاه کودک
با خودت عروسک میبری ترجیحا عروسک بچگیات
یه قسمت این کارگاه باید بتونی با عروسکت حرف بزنی قربون صدقش بری بهش احساستو بگی، حس واقعی
شاید یه روز از تجربیات تراپی های گذشتم بنویسم
اما روزیکه اولین بار رفتم تراپی وقتی دکتر گفت تو بی نهایت احساساتی هستی انگاری داشت به یه پسر میگفت عزیزم شما دختری!!!
همینقدر دور و غیرقابل باور
الان بعد چهار سال میتونم درحد این چند خط به عروسک محبوبم ابراز علاقه کنم ولی ناخوداگاهم همچنان زور میزنه بهم گوشزد کنه این اسکول بازیا چیه تو ۳۴سالته خجالت بکش
منم میگم خفه شو تو از ۳سالگی بهم همینو میگفتی پس من کی با عروسکام بازی کنم کی بچگی کنم؟؟؟
- ۰۳/۱۲/۱۱
عاشقانه های یک غزال و پنگوئن! این پستتون خیلی قشنگ بود اصلا آدم حالش خوب میشه با خوندنش. برای همین ۲ مرتبه خوندمش.