تراپی ۱
- جمعه, ۱۰ اسفند ۱۴۰۳، ۱۱:۵۵ ب.ظ
دیروز به دکترم گفتم اقای دکتر روانم درحال فروپاشیه
گفت درکت میکنم یک مورد ازین مواردو که تو توی این سه سال تجربه کردی هر ادمی تجربه کنه قطعا اوردوز میکنه!
گفتم بله میدونم نمیدونم چرا انقدر هیجان طلبم چرا انقدر هیجان میارم تو زندگیم انگاری زندگیم مدام روی زلزلس و زلزله هارم خودم ایجاد میکنم!!!
گفت الگوی ذهنی ناسالم ...
- میدونم بچگیام
ولی خیلی پیشرفت کردی غزال، یادته سری پیش چه فاجعه ای رخ داد؟ یادته جریانشون اوردی تو گروه و جوری همرو تحت تاثیر قرار داد که بقیه گریه میکردن؟
- بله دکتر یادمه
پس الان کی مراقب خودش بوده؟ کی از جسمش شدید محافظت کرده و تن به خواسته طرف نداده؟ کی قرصو محکم بلاک کرده؟ و ...
- من؟
وااا معلومه تو😐
- خب بنظرم اصلا نباید راش میدادم اصلا نباید این جریانات پیش میومد اصلا نباید اشتباه میکردم اصلا ... اصلا ...
چرا دستاورداتو نمیبینی چسبیدی به منفیا؟ رشد و بلوغ مرحله داره پله پله صورت میگیره معلومه اون روان درهم ۳۴سالرو نمیشه دو روزه درست کرد تازه دمت گرم که تو یک سال درستش کردی خیلی عالیه بهت افتخار میکنم
-(یهو خجالت کشیدمو محجوب لبخند زدم) بله اینجوری ببینم درست میگید تازه اینسری جا یک سالو نیم فقط یک ماه طول کشید و خیلی محکم از خانوادم کمک گرفتم در نرفتم😊
بله قطعا
باقی گروه :
تبریک میگم بهت
افتخار میکنم بهت دمت گرم
بخش سالمت قوی تره قدرشو بدون
ارادت چقد خوبه
.
.
.
و جلسه جور دیگه تموم شد جوریکه اصلا تصورشو نمیکردم ینی تشویق من درمقابل اونهمه سرزنشی که خودم فکر میکردم سزاوارشم ...
- ۰۳/۱۲/۱۰
تو ازینجا خیلی روشن و مثبت و پویا دیده میشی