برشکار چموش
- چهارشنبه, ۱۷ بهمن ۱۴۰۳، ۱۲:۴۱ ب.ظ
صبح قبل اومدن به مغازه داشتم باقالی پاک میکردم (نه به اشپزی نکردنم نه به باقالی پاک کردن!!!) خیلی عصبی بودم اضطرابمم بالا بود همینطوری که داشتم راه های جدید برای پاک کردن باقالی پیدا میکردمو رو هر کدوم تست میکردم با خودم گفتم غزال اضطرابتو تنظیم کن شاید حل شد مشکل، اینهمه دکتر گفته مشکل تو اضطرابته باید تنظیمش کنی وگرنه بقیشو خودت بلدی هندل کنی
خلاصه اضطرابه انقد بالا بود خشمو نفرت پشتشم انقد زیاد بود که دلم میخواست بمونه تا ابد بمونه !!
رسیدم مغازه
با خودم : چرا سختش کردی مگه بار اولته؟ صدبار پیش اومده و تو هندل کردی زنگ بزن طرف با ارامش بگو میخوام پارچمو بفرستم بره امروز، گفت پول بگو دیروز یکم زدم باقیشم ته سال میدم الان ندارم، هرچی گفت با ملایمت جواب بده دعوا که نداریم نون و نمک همو خوردیم حالا نساختیم چیزی نشده که
اکی داد زنگ بزن اون یکی برشکار، بگو این مدلو میتونی دراری این برشکارم نتونسته اونم تو ک.و.ن.ش عروسی میشه خلاصه حله
زنگ زدم به طرف دیدم چقد با ملایمت جواب داد گفتم فلانی میخوام پارچمو ببرم گفت نمیخوام گروکشی کنم اما تسویه کن بعد ببر گفتم دیروز پول زدم باقیشم تا عید میدم گفت اخه ... سریع گفتم من پول بخور نیستم برکت نمیکنه گفت باشه عب نداره و قطع کردیم
دیدم فضا مناسبه سریع پیام دادم بهش : اگه خودت میبری بذارم بمونه هم من اذیت نشم هم خیرش به شما برسه هم صورت قشنگی نداره پارچه از پیش برشکار برگرده تصمیم با شما!
زنگ زد راجب نمونم سوال کرد (ینی باشه میبرم👻) بعدم گفت فلان مدل جوابه ببرم واست ...
خلاصه مشکل این سه چهار روزم اینطوری حل شد🤩
میدونید چیه مشکل اصلی اضطرابه مشکل اصلی احساس خفه شده پشتشه همه اینارو صدبار با دکترم کار کردم اما روان لعنتی خیلی چموشه افسار گسیختس!!!
فقط کافیه ببینیش متوجهش باشی تا اروم شه اما دیدنشم سخته اونم واسه امثال من ...
تو یه پست اینستا دیشب دیدم قرص منیزیم برای کاهش اضطراب و عملکرد بدن خیلی عالیه امروز صبح یه دونه خورده بودم😉
- ۰۳/۱۱/۱۷
بهت گفته بودم خدا از دختر کوچولوها مراقبت میکنه...
وقتی خیلی کوچیک بودم، هفت ، هشت ساله بودم ، خدا اومد توی خوابم و بهم گفت من همیشه ازت مراقبت میکنم ، فقط قول بده همیشه یه دختر کوچولو بمونی ...
خوشحالم که آروم هستی ...
خدانگهدار ...