پشمک
- يكشنبه, ۱۴ بهمن ۱۴۰۳، ۰۷:۲۷ ب.ظ
تلفنم زنگ میخوره
- چطوری عشقم؟
& خوب نیستم محمد بی حوصلم☹️
- قربونت برم پشمک من نباید غصه بخوره پاشو حاضر شو بیام بریم بیرون یه دور بزنیم درستت کنم
& حوصله ندارم
- گفتم بدو😡 فقط نری با برف سال دیگه بیایا جنگی حاضر شو میام
+ بیست مین بعد هول هولکی موندم چی بپوشم یه رژ زدم از دستشویی اومدم خونه ولو، پنج تا میس کال از محمد رو گوشیمه !!!
زنگ میزنم با داد میگه :
- غزززاااال گفتم حاضر شو دیگه چیکار میکنی دو ساعت
& بابا محمد بیست دقیقه گذشته کلا، من چجوری حاضر شم پرنده هام ولو این وسطن اصن نمیام🥺
- به ولله نیای دیگه نه من نه تو ، عب نداره سریع پرنده هاتو بکن تو بیا
+++++++
سوار موتورش شدم
& گفتم ببخشید ارایش نکردم حوصله نداشتم
- بخدا همین طوری خوشگلتری
& محمد از استرس جیشم گرفت
- (یه نگاه چپ چپ خندون با چشای درشتو صورت لاغرش) میخام یه توالت فرنگی سیار برا تو و مامانم بخرم
& بی حیا🤗 کجا میریم؟
- کوتوله ها، دوس داری؟
& رزرو نداریم
- گور باباشون پول میدم برا خوشگلم جا باز کنن
++ لپشو میکشم دور کمرشو سفت میگیرم یکم میلرزم هوا سرده سریع کاپشنشو درمیارن میده بهم میگم خودت یخ میکنی میگه نه من گرممه!! دروغ میگه همیشه فقط راحتی من براش مهمه سیگارشو روشن میکنه با یه دست موتورو گرفته با یه دست سیگارو خوراکی هایی که همیشه واسم با عشق میخره میاره
هر از گاهی برمیگرده با عشق نگام میکنه چشاش میخندن تا حالا ندیدم کسی چشاش بخنده
- گوگوش میخونی؟
# غریبه آشناااا دوست دارم بیاااا
منو همرات ببر به شهر قصه ها
بگیر دست منو تو دستات ...
++ با هم دیگه میخونیمو میخندیم
# بارون اومدو یادم داد تو زورت بیشتره ...
# امشب میام باز دم پنجرتون ...
++ همرم نصفه میخونیم یهو محمد به حالت اکوی بلندگو میگه یک یک یککککک ... الو الو لوووو
++ باهم غش غش میخندیم
++ حالم خوب میشه
+++ صورتش تکیده شده بخاطر مواد ... بخاطر من دوباره برگشته سمت اعتیاد ... چون نمیتونم باهاش بمونمو باید برم ...
کاش میتونستم باهاش زندگی کنم کاش ده تا زندگی داشتم... نه یه دونه!
- ۰۳/۱۱/۱۴
وای خدا...