سنگ پای لنگ
- شنبه, ۱۳ بهمن ۱۴۰۳، ۰۳:۴۱ ب.ظ
خب من همچنان غمگینم مشتری میاد میره حساب کتابارو دراوردم برای یکی از دوستام پیش دوست دیگش وساطت کردم اشتی کنن و ... اما برا خودم نتونستم کاری کنم☹️
یکی از برشکارام زنگ زد دوبار جوابشو ندادم چون مشتری داشتم الان نمیتونم بهش زنگ بزنم چون قراره دعوا کنیم منم انگاری میترسم از دعوا، اما به خودم میگم حوصلشو نداری بذار بعدا... هی بعدا... بازم بعدا😐
شریکم زنگ زده میگه پارچه خریدیم بفرستیم پیش کی؟ و من مجبورم به اون برشکار زنگ بزنم☹️
باید نقاب مسلط بودن به اوضاعو من قویم رو باز از جیبم درارم بزنم گویا!!!
حرفامو میفهمید یا گنگ مینویسم؟؟
- ۰۳/۱۱/۱۳
چقدر نقاب دارید! دیگران شمارو به دورویی متهم نمیکنن؟
حرفاتون رو میفهمیم. بنویسید. خالی بشید.